از استاد کلهرنیا درباره کوفی

نوشته ای از استاد بهرام کلهرنیا درباره آلبوم مهرنگارین (آثار خط کوفی موسوی جزایری) و قلم گمشده خط کوفی اولیه. این متن در سال 1384 نگاشته شده است.

kalhorروند دگرگونی زندگی اجتماعی در چند دهه ی اخیر–­ تحت تاثیر توسعه ی دانش و فن – منجر به تغییرات اساسی در بنیان آن گشته است. در حوزه های متفاوت اندیشه وعلم ، ضرورت بازنگری تعریف ها، طرح تعریف در موضوع های نو پدید و تلاش برای یافتن راه حل های جدید بسیار اهمیت یافته است .

توجه دیگرگونه ی انسان به خویشتن، تفسیر های جدید در وضعیت خرد، جامعه، آزادی، فرهنگ و …همگی پیامدهای این تغییر است.

در این جهان نو شده هرکس – بر حسب استقراری که در فرهنگ و جغرافیا دارد – به طریقی به دنبال این است که «زمان» ذخیره کند! و به طریقی به – طول عمر – بیفزاید!

دسترسی ساده و ارزان شده به ابزارهای جدید و افزایش انبوهی و سرعت دستیابی به اطلاعات ( نه لزوما دانش و یا بینش )، سبب دگرگونی های اجتناب ناپذیر رفتار اجتماعی و فردی شده است.

امروزه کمتر تخصص و دانشی را می توان یافت که صاحب آن لزوما پرورش یافته یا دارای نگرش و بینش ویا رویه تفکرشده باشد. چیزهایی که روزگاری به طریقی مراکز هویتی و اثباتی موجودیت انسان شمرده می شده است.

شاید در نقدی تلخ از روزگار باید گفت که گویا روزگار فلاسفه و معتقدین به اصول یا صاحبان باور به سر آمده است.

دگرگونی و رشد، درطبیعتِ طبیعت روندی طبیعی دارد! اما در جهان معاصر توسعه ی دسترسی ها به ارکان زندگی بشر سرعت بخشیده است. قطعا به زمان بیشتری نیاز است تا خیزابی که فراز آمده، پس بنشیند و امکان دیدن چشم انداز واقعی فراهم آید. اما هر خیزابی – به قهر – ابتدا خار و خس و زباله فراز می آرد و چشم انداز را می آشوبد – که این قطعا حاصل دگرگونی نیست – پس به انتظار باید مکثی کرد تا آشوب فرو نشیند.

یکی از مشخصه های آشکار دگرگونی اجتماعی، زورمند شدن فرهنگ ملت های مالک ابزارهای معاصر ارتباطی و گسترش نفوذ آن در خرده فرهنگ ها یا در میان ملت هایی است که محدودیت دسترسی دارند. درجریان این تغییرات ارکان و اجزای فرهنگ ملت های تاریخی به دلایل بسیار متنوع و قابل بررسی در معرض آسیب های جدی قرار می گیرد.

از کف دادن پیشینه و سابقه ی فرهنگی – چه جزئی و چه کلی – به مثابه حذف هویت قومی برای ملتی است که این ماجرا بر او می رود.

خط، زبان، اندیشه و فرهنگ ابزارهای یکدیگرند که در طول تاریخ پیاپی از دل هم بیرون آمده اند و ضمن تاثیر یکی بر دیگری، به تدریج پالایش یافته، رشد نموده اند.

خطِ زبان های متفاوت، فقط «قلم نوشتاری» نیست ! خط هر زبانی به مثابه نیرو و قابلیتی منحصر به فرد، بخش مهمی از خصوصیات هر ملت را حمل می کند. هزاران سال حرکت دست خط نویسان بر چرخش وشکل گیری ساختار حروف حکومت کرده است. نرمی وانعطاف و خشکی، پیچیدگی و سادگی، خوا نایی و ناخوانایی، راز آمیزی و… همگی از دل حرکت ساده و تکراری دست خط نویس بیرون آمده است. حرکتی  که قطعا نوع نوسان ها و ارا ده ی اداره کننده اش کیفیتی فرهنگی داشته است .

خط به عنوان نها دی فرهنگی، حاصل از روند تغییرات تدریجی، وزن و هویتی موثر وسازندی فرهنگ به دست آورده است. شاید بتوان مجموع نشان ها ی نوشتاری ملت های متفاوت را دردو گروه قرارداد: ساده شده و خوا نا، نزدیک به نشان ها ی گرد، چهار گوش و سه گوش؛ وگروه خوش نویسانه، راز آمیز و پیچیده .

داستان های گوناگونی در مورد چگونگی پیدایش نشان های نوشتاری، میان ملت ها وجود دا رد. برخی خط را هدیه وامانتی آسمانی می شمارند، برخی آن را حاصل قابلیتی قدسی می دانند و… حتی ملت هایی که به دلایلی در دوره های جدید خطوطی اختراع کرده اند، در مورد آنها افسانه های شنیدنی دارند.

به وجود آمدن خط و زبان چه از طریق منبعی آسمانی، چه از طریق اختراعی هدفمند و برنامه ریزی شده و یا حاصل از تغییرات تدریجی تاریخی، زندگی اجتماعی انسان و ارزش های درونی آن را تثبیت نموده است.

در میان قلم های موجود بین مردم مسلمان، قلم مشهور به کوفی ویژگی ها و ارزش هایی استثنایی دارد. ساختار گرافیکی، حوزه ی کاربردها و مفاهیم، آن را از سایر قلم ها کاملا متمایز نموده است.

به نظر می رسد به طریقی شگرف، قلم کوفی فاقد پیشینه ی منطقی است و ناگهانی و کامل به وجود آمده است. و شگفت تر اینکه ناگهانی هم ناپدید شده است. به نظر می رسد قلم کوفی ابتدا و انتهای خود است! نه به خطی پیش از خود تعلق دارد و نه خطی از آن زاده شده است! صرف نظر از خرده اثراتی که در شیوه ی تحریر برخی قلم ها به بار آورده است.

مرحوم ذبیح الله بهروز در یادداشت هایی تحلیلی بر این نظر است که نشانه های نوشتاری کوفی از دگردیسی و چرخش برخی نشانه های خط پهلوی ایرانی به وجود آمده است؛ نظری است در خور بررسی. پژوهندگان دیگر بر این باورند که خط کوفی از زمره نشان های نوشتاری با منشأ آرامی است و با استناد به برخی نوشته های کوفی کهن بر سنگ مزارها در ناحیه ی حجاز، سعی در اثبات این موضوع دارند.

با هر منشأ و شیوه ی پیدایی، خط کوفی از همان ابتدا بیشتر در خدمت نگارش کلام الله مجید قرار گرفت. کاتبان کوفی نویس به شیوه ای بسیار پیچیده موفق به تحریر خطی شدند که مشخصا فاقد کاربرد تمام اجتماعی و روزمره، اما دارای قابلیتی توسعه یافته و ارجمند در ایجاد فرم و شکل به سود موضوع اعتقادی بود.

کیفیت تحریری کوفی بر اساس توسعه ی گرافیکی خط افق از طریق ایجاد کشش در خطوط افقی به وجود آمده است؛ آنجا که شکل گیری توده های تراش خورده ی فرم های ستبر در نمایش بصری ایجاد سکون و وزن می نماید. خط کوفی گویا از تقاطع افسانه ای دشت و کوه به وجود آمده است. روح انتزاعی خط افقی دشت ها و بیابان ها در گره خوردن به صخره ی سنگِ ستبرِ کوه و شکل های استوار، چشم انداز شگرف این خط رازآمیز را ساخته است.

به دلیل کاربرد چشم گیر در کتیبه نویسی ها، نوشتن بر سفال، چوب، سنگ و حک بر فلز، این قلم آرام آرام دگرگونی های تزئینی بسیاری یافت. فراوانی تزئین و آرایه های افزوده شده به تدریج سبب شد که خط کوفی تحریری اوّلیه به خط ترسیمی متفاوتی تبدیل شود و شیوه های کتابت و تراش قلم آن فراموش گردد!
خط کوفی – به دلیل تراش گرافیکی شگرفی که خورده است: مجاورت چند صد ساله با نگارش متن های قدسی، و همزمانی مورد استفاده قرار گرفتن در فضاهای معماری، کتابت، و بر اشیای متفاوت – دوره ای مالامال از ارزش های فرهنگی هنری را در میان ملت های مسلمان به ویژه ایرانیان طی می نماید.

کوفی نویسی همان گونه که ناگهانی آمده بود، راز آمیز و شگرف ناپدید شد! صرف نظر از تلاش های پراکنده و بیشتر سطحی نگرانه ی برخی ترسیم کنندگان مدعی معاصر.

سال 1372 سید وحید جزایری، گنجی در جزیره ی یکه و دور دست وجودش یافت.

هر مردی، یا زنی، از تبار مردان و زنان نسل های پیش – جز خصال آموخته و گرد آمده از پرورش و آموزش – به طریقی شگرف به خون نیاکان خود وصل است! شاید این معنی، امروز بی معنی به نظر می آید – وقتی به پیرامون می نگریم – به آنچه که انسان معاصر است.

سید، گویا در خونش – پنهانی – رازهایی که شاید خودش هم کامل نمی دانست، یا نمی داند حمل می کرد!

چند جور می توانی قلمی را بتراشی که خط نویسی را بسازی؟ چند گونه می توانی در شکل تراش ترفندی بزنی که چیزی گم شده را باز بیافریند؟

راز تراش گم شده ی قلم کوفی نویس بعد از گذشت چند صد سال، شکل ساده ی چند چوب و قلم نی بود که با تغییر زاویه ای عجیب و درک نشدنی و در چند سو تراش خورده، در میان دستان سید خودنمایی می کرد.

حالا می توانستی «کوفی» بنویسی. باید جشن گرفته می شد، باید همه جا جار می زدی که بیایید و ببینید شکوه دوباره یافته شده را.

اما ناگزیر باید ساکت می ماندی؛ چرا که چپاول گر همواره حاضر بود:

چشم گشوده بر نا منتظر و ناگاه، تا هرچه را که به چیزی بیرزد به اندک زمان صاحب شود – سید باید قلم را پنهان می کرد، واین سال ها، دوره ی پرورش بود. دیدن متن های کهن – آن چه استادان انجام داده اند – آن جا که مرکب وپوست، جان یافته اند و دم می زنند. وقتی می بینی، نمی خوانی؛ خوانده می شد؛ و نه مثل متن، که تصویر و شکل متن است و موضوع.

سید در این سال های خاموشی، ذخیره های چشم کوفی شناس را پرورد و شکل داد و حاصل این سال های مکثِ ریاضت کشانه، کتاب بی نظیر «دانشنامه کوفی» است؛ و امروز به تبرک این پیروزی ها مجموعه ی کنونی «نشانه» هایی از کلام الله که همه به نشان شکر گزاری این پیروزی و برای راهنمایی تحریر شده اند.

قلم کوفی نویس بعد از چند سده بیدار شده است. ارزش های گرافیکی این قلم بار دیگر چشم ها را خواهد نواخت. شاید نتوانیم با این قلم امور جاری و روزمره را بنگاریم! اما قطعا مواجهه ی مجدد با ویژگی های بازپدید آن سبب پیدایی چشم اندازهای بدیع و نو خواهد شد.

شاید ارزش های گرافیکی با نیروی فراوان این خط راهنمای ایجاد طراحی های جدید شود. شاید نوازش های زیبایی شناسانه ی آن، پالایش جدیدی باشد، در این آشوب تاریک هزاره ی نو.

سید وحید بدعت های غریب در آستین پنهان کرده، بر بلندی ایستاده، شرم خویانه چشم انداز دور دست را به اشاره ای می نمایاند.

ستوده است کارش! مداومت در راه و پیروزی همواره از آن او باد!