برخلاف برخی ادعا‌ها نقاشیخط سنتی ۵۰۰ ساله است

دهمین جلسه نقد گالری خانه هنرمندان ایران با نگاهی به آثار نقاشیخط و نقاشی‌های به نمایش درآمده در گالری‌های خانه هنرمندان برگزار شد. این نشست که به نقد و بررسی نمایشگاه گروهی «مهمانی هنر» اختصاص داشت شامگاه چهارشنبه دوم مرداد ماه با حضور «پرویز براتی» و نیز کار‌شناسان و هنرمندانی چون «بهمن نامور مطلق» (معاون پژوهشی خانه هنرمندان)، «سعید معیری‌زاده»، «علی اتحاد»، «علی زارع» و شماری از علاقمندان هنر در گالری ممیز برگزار شد.
در ابتدای این نشست براتی با بیان اینکه آثار به نمایش درآمده در این نمایشگاه بر محور «سنت، هویت و گذشته» است، خاطرنشان کرد: نقاشیخط جریانی دیرینه است که سابقه آن را باید باید در اوایل دوره صفوی و حتی قبل از آن جست‌و‌جو کرد. علی‌رغم نگاه معاصری که به نقاشیخط می‌شود، باید گفت که تاریخ این هنر به حداقل ۵۰۰ سال قبل بازمی‌گردد. در اوایل عصر صفوی هنرمندانی بودند که از فضاهای در هم تنیده خط استفاده می‌کردند و در کارشان عنصر زیبایی‌شناختی دیده می‌شد. ازجمله تکنیک‌های مورد استفاده در آن دوران چپ و راست کردن خط‌ها و نگارش آیینه‌ای خطوط بود. بعداز آن هم در دوران قاجار برخی هنرمندان اشکال حیوانی را با استفاده از خط ارائه کردند.

این منتقد با اشاره به نبود آثار برخی از هنرمندان بزرگ عرصه نقاشیخط در نمایشگاه گروهی «مهمانی هنر»، خاطر نشان کرد: یکی از نقد‌هایی که می‌توان به این نمایشگاه وارد کرد، نبود اثر یا آثار شاخصی از حسین زنده رودی فرامرز پیل آرام و یا حتی نبود اثری از حسین مافی است. نکته دیگر آنکه چیدمان آثار به شکلی نیست که مخاطب را هدایت کند. اغتشاش در طبقه بندی از دیگر نقدهای وارده به این نمایشگاه است. درکنار هم قرار گرفتن آثار باید به گونه‌ای عمل می‌شد تا سیر نقاشیخط برای مخاطب تداعی شود، شاید بسیاری از دانشجویان و بازدید کنندگانی که برای دیدن نمایشگاه می‌آیند به خاطر نبود چیدمان مناسب دچار سر درگمی شوند.
وی با مطرح کردن پیشنهادی برای برگزاری بخش‌های «چیدمان خط»، «ویدئو خط» و» عکاسی و خط «در کنار نقاشی خط، اظهار کرد: یادمان نرود در برپایی نمایشگاه‌هایی از این دست نگاه بین المللی و پیشرو در هنر مهم است. همچنین در هنر امروز کشف زبان و رسانه مهم است. باید به نگاه‌های مفهومی توجه شود. چیدمان و انتخاب آثار برای این نمایشگاه، گویای این امر نیست.
براتی اشاره‌ای هم به تاریخ معاصر نقاشیخط نمود و گفت: در سال ۱۳۳۸ صادق تبریزی پنلی سرامیکی را طراحی کرد که سه‌سال بعد در نمایشگاهی مهم در پراگ به نمایش درآمد و از آن به‌عنوان نخستین اثر نقاشیخط در ایران یاد می‌شود. به گواه منتقدی چون کریم امامی، جریان نقاشیخط سال ۱۳۳۸ توسط این هنرمند آغاز شد و بعد‌ها در آثار دیگر هنرمندان تکامل یافت. با این حال در مورد این تحلیل نگاه‌های دیگری هم هست بر این اساس که سنت نقاشیخط حاصل ابداع فرد خاصی نیست و از قبل وجود داشته است.
وی ادامه داد: البته در این میان برخی داعیه خط و برخی داعیه نقاشیخط را برای برخی از آثار دارند ولی در ‌‌‌‌نهایت می‌خواهند هویت ملی خود را بیان کنند.
براتی به تکرار برخی از آثار در هنر نقاشیخط نیز اشاره کرد و گفت: هنر نقاشی خط یک اوج و قله داشته و در حال حاضر به نظر می‌رسد که این هنر دچار تکرار شده و نسل دوم و سوم هنرمندانی که نقاشیخط را دنبال می‌کنند در تلاش برای ارائه آثاری جدید هستند.

در میانه این نشست سعید معیری‌زاده که اثری را نیز در این نمایشگاه داشتارائه کرده بود، خاطر نشان کرد: پس از دوره صفویه هنرهای تجسمی تغییر بسیاری کرد و به نوعی از درون ترکید و نتوانست هویتی را برای خود ترسیم کند. در حال حاضر ما باید توجه کنیم که مخاطب آثار هنری چه کسی است؟ آیا ما به مخاطب خاص توجه داریم یا به مخاطب عام؟ اگر توجه به مخاطب عام است باید دید که این مخاطب چه چیزی را می‌خواهد. گویا آثار به نمایش در آمده چندان توجهی به مخاطب ندارد و هر کسی در حال طی کردن مسیر خود بدون توجه به مخاطب است، حرکتی که به نوعی می‌توان آن را حرکتی دن کیشوت وار دانست. براتی نیز بر این بخش، سخنان معیری‌زاده را تاکید کرد و گفت: برخی فقط به داشتن مخاطب اشاره می‌کنند و می‌گویند مخاطب، مخاطب است و خاص و عام ندارد. در حال حاضر مخاطب ما سر در گم است. عامه مردم ما با این آثار آشنا نیستند و متاسفانه این طیف از علاقه مندان هنر در نمایشگاه‌ها با انبوهی از سوالات به حال خود‌‌ رها می‌شودند.
بهمن نام ور مطلق نیز که از حاضران این نشست بود، گفت: باید دید نسل امروز چه ارتباطی را می‌خواهد با این آثار برقرار کند. چرا ما در جستجوی بیان تازه‌ای نیستیم؟ چرا می‌خواهیم از لابلای متون گذشته حرف بزنیم؟ چرا می‌خواهیم با زبان قاجاری حرف خود را بزنیم؟
او ادامه داد: در این آثار چیزی از امروز خود و زبانی از حال دیده نمی‌شود. به نظرم این زبان‌ها فرسوه شده‌اند. اگر از زبان امروزی و اتفاقات پرامون خود در آثارمان بهره نبریم، مخاطب هیچ وقت، چیزی را نمی‌فهمد.

او همچنین خاطر نشان کرد: ما تولید ناب چندانی نداریم و بیشتر آثارمان باز تولید شده است. باید دو لایه زبانی رسمی و خودمانی را به هم نزدیک‌تر کنیم. هنرمندان جوان باید جسارت داشته باشند و زبان حال ما را بیان کنند.
براتی نیز تصریح کرد: باید به این امر توجه داشت که زبان ما در سال۹۲ جه زبانی است؟ برخی از آثار به نوعی کپی‌برداری از آثار هنرمندان اروپا و آمریکاست از دیگر مسائل خطرناکی که وجود دارد ایرانیزه کردن همه چیز است.
درنهایت این نشست پس از گذشت زمان یک ساعت ونیمه و درحالی که بحث پیرامون آثار به نمایش در آمده درحال رسیدن به نقطه مناسب بود به دلیل پایان زمان بندی، خاتمه یافت.